تبلیغات
وبلاگ طرفداران مهدی پاکدل - یك فنجان چای با مهدی پاكدل
بسم الله الرحمن الرحیم


»» ساعت

»» منوی اصلی

»» آرشیو ماهانه

»» لینک دوستان

»» امکانات دیگر

مجموعه ها


«ستایش» قصه ایستادن پای رفاقت است

مجتبی احمدی //--------

مهدی پاكدل جزو معدود بازیگرانی است كه این روزها در سه جبهه تئاتر، ‌سینما و تلویزیون فعالیت همزمان دارد. سریال «ستایش» كه این روزها با بازی او در نقش «طاهر» روی آنتن شبكه سوم سیماست بهانه‌ای شد برای صرف یك فنجای چای با بازیگر مجموعه‌های اولین شب آرامش، بی‌گناهان و ... كه این شب‌ها در نمایش «حضرت والا» به كارگردانی حسین پاكدل بازی دارد.
او كه در جشنواره‌های فیلم و تئاتر فجر امسال با فیلم «بدون اجازه» (مرتضی احمدی‌هرند) و نمایش «ابرهای پشت حنجره» (رضا گوران) حاضر است، نیمه دوم امسال را با نمایش «نوشتن در تاریكی» (محمد یعقوبی) آغاز كرد تا ركورددار صحنه تئاتر در سال جاری باشد.
پاكدل كه اخیراً بازی در فیلم آزادراه به كارگردانی عباس رافعی را به پایان رسانده به «بانی فیلم» آمد و از حضورش جلوی دوربین سعید سلطانی برای سریال «ستایش» گفت.

* همزمان با سریال «ستایش» نمایش «حضرت والا»را هم به كارگردانی حسین پاكدل روی صحنه داری. همكاری با محمد یعقوبی و هم اكنون كه نمایشی را برای اجرای جشنواره كار می‌كنی...
- من امسال خیلی از وقتم را درگیر تئاتر شدم، از شهریور ماه تمرین‌های نمایش «نوشتن در تاریكی» را با آقای یعقوبی آغاز كردیم و پس از چهارماه، تمرین و بازبینی‌های مكرر، آن نمایش را روی صحنه داشتیم. همزمان با آن كار درگیر تمرینات نمایش «حضرت والا» شدم كه آن كار هم چهار ماه تمرین داشت و قرار است شصت اجرا داشته باشیم كه تا به حال پنجاه و پنج اجرا گذشته است. از دو ماه پیش هم تمرین نمایش «ابرهای پشت حنجره» را به كارگردانی رضا گوران آغاز كردم كه پس از جشنواره، اجرای عمومی خواهد داشت. در واقع امسال سه نمایش را روی صحنه داشتم.

* اجرای سه نمایش در نیمه دوم امسال بسیار انرژی براست. ضمن اینكه همزمان سر فیلم عباس رافعی هم بوده‌اید.
- تئاتر انرژی می‌برد، اما همان موقع انرژی لازم را از تماشاگر پس می‌گیری، خدا را شكر در هر سه نمایشی كه بوده‌ام ارتباط خوبی با مخاطب برقرار كرده و این مسئله باعث می‌شود خستگی از تن آدم به در رود. این به نظرم خیلی بهتر از آن است كه كارهایی انجام بدهی كه خستگی به تن بماند.

* فكر نمی‌كنم در طول دوران فعالیت حرفه‌ای‌ات هیچ‌گاه به این اندازه پركار بوده باشی؛ یك سریال روی آنتن، سه نمایش و بازی در یك فیلم سینمایی و ... .
- (فكر می‌كند) بله، من امسال پركار بودم، اما مثلاً سال گذشته كه درگیر سریال ستایش شدم، فرصت كار كردن نداشتم. اصولاً هر سال یك سریال و یك تئاتر كار می‌كنم، اما تو می‌دانی كه من در طول این سال‌ها تئاتر را رها نكردم، اما امسال پس از پایان بازی‌ام در سریال «ستایش» من درگیر دو فیلم سینمایی شدم، مشغول تمرینات تئاتر هم بودم و همین مسئله به لحاظ فیزیكی مرا خسته كرد.

* فیلم‌های «بدون اجازه» و «آزاد راه» را هم كار كردی....
- بله، «بدون اجازه» كار آقای مرتضی احمدی هرندی بود كه آدم با سابقه‌ای در عرصه تلویزیون است. این كار اولین فیلم سینمایی‌ ایشان است. خودم ندیدم اما آنهایی كه دیده‌اند خبر از یك كار خوب می‌دهند. به خصوص با تدوین آقای واروژ كریم‌مسیحی سر و شكل و جان حسابی گرفته است. این فیلم یك داستان جدید دارد. من به همین دلیل دوست داشتم در این كار باشم. قصه یك عكاس است كه به خاطر دوستش كه مشكلی پیدا می‌كند (آن هم در زمینه عكس) وارد زندگی او می‌شود و... این فیلم به جرائم جدید می‌پردازد. در كار آقای عباس رافعی هم نقش یك طلبه‌ را بازی می‌كنم كه به نظرم جدید آمد، دنیای عجیب و غریبی را در این كار تجربه كردم. امیدوارم سال آینده كه این كار دیده می‌شود، تلاش همه عوامل این فیلم حس شود. داستان فضای خوبی داشت و از كار با آقای رافعی و آرامشی كه در این كار وجود داشت، بسیار لذت بردم.

* امسال پیشنهادی برای سریال هم داشته‌ای؟
- سریال نه، ولی تا دلت بخواهد (روزی سه - چهار تله‌فیلم) پیشنهاد می‌شود، راستش سریال هایی كه پیشنهاد شد، خیلی دندان‌گیر نبود. ضمن اینكه من وقت خالی در این روزها نداشتم.

* این سبك كار نمایش در كنار سریال را تصمیم داری سال آینده هم ادامه بدهی؟
- بله، اما نه سه نمایش مثل امسال، به خاطر زمان بالای تمرین. تئاتر آدم را از بقیه مسائل زندگی وامی‌دارد. همین كه تو بخواهی این نظم را در زندگی‌ات لحاظ كنی تا سر یك ساعت مقرر هر شب یك جا باشی مشكل است. من امسال كارهای خوبی را رد كردم كه اتفاقاً در جشنواره هم حضور دارد. اما به خاطر اینكه لوكیشن خارج از تهران بود، مجبور شدم آنها را قبول نكنم. این مسئله را گردن تئاتر نمی‌اندازم، چون انتخاب خودم بوده و از انتخابی كه داشته‌ام راضی هستیم.

*
خیلی از رفقای همكار شما پس از خروج از تئاتر، كمتر بازمی‌گردند، مگر در شرایط خاص، اما تو این روند را حفظ كرده‌ای، تصویر بین تو و تئاتر فاصله چندانی نیانداخته‌ است.
- من فكر نمی‌كنم تئاتر را رها كنم، چون تئاتر خانه من محسوب می‌شود. نمی‌توانم شب‌ها بروم و در پارك بخوابم. باید شب‌ها بروم خانه، تئاتر، خانه من است. نمی‌دانم شاید شرایط تغییر كند، اما من دوست دارم با آدم‌هایی كه علاقه دارم حداقل سالی یك كار تئاتر داشته باشم، چون تا به حال انرژی‌های مثبتی بین ما وجود داشته و از این پس هم می‌تواند اتفاق بیفتد، حسین كیانی، محمد یعقوبی، رضا گوران و برادرم...

* كه احتمالاً نمی‌توانی به برادرت جواب رد بدهی؟
- نه، اینطور نبود، كار برادرم هم یك پیشنهاد بود مثل همه كارها، اما قطعاً دوست داشتم با حسین پاكدل كار كنم، چون خارج از نسبت خانوادگی‌ما، او یك نام درخشان در عرصه تئاتر است و فكر می‌كنم خیلی‌ها دوست دارند با او كار كنند به خاطرمنش، سواد و اطلاعاتی كه در این عرصه دارد. این كار پیشنهاد شد، نقش را دوست داشتم و پذیرفتم، كمااینكه حضور بازیگران حرفه‌ای در این كار عاملی بود كه ما جز چهار پنج مرتبه، نتوانیم دور هم جمع شویم. خود من هم نتوانستم كامل وقت بگذارم، چون درگیر كار آقای یعقوبی شدم، داداش هم چون به خاطر تئاتر بود، اذیت شد و چیزی نگفت.

* برویم سراغ سریال «ستایش»، مجموعه‌ای كه با حواشی‌ زیادی آغاز شد تو انتخاب ایرج قادری بودی؟
- نه من انتخاب آقای هاشمی بودم، آقای قادری مدتی پیش‌تولید رفتند، اما به خاطر كسالتی كه برای‌شان پیش آمد (و خدا را شكر الان مرتفع شده است) نتوانستند همكاری كنند تا آقای هاشمی آمد. یك ماه با آقای هاشمی كار كردیم، برای ایشان هم یك سری مسائل شخصی پیش آمد كه نتوانستند ادامه بدهند تا اینكه آقای سلطانی آمد و یك سال و نیم با هم همكاری داشتیم.

* این تغییر كارگردان در شروع كار برای تو مشكلی ایجاد نكرد؟
- ببین! چون زمان آقای هاشمی، كار در یك لوكیشن واحد بود، من خیلی بازی نداشتم و به مشكل آنچنانی برنخوردم. بیشتر كار در زمان ایشان در خانه فردوس (داریوش ارجمند) بود كه بازی من پس از آن بیشتر شد.

* گویا سعید سلطانی بر مبنای نظریات اصغر هاشمی شروع و اندك اندك نظرهایش را به كار تزریق می‌كند؟
- بله همین طور است. آقای سلطانی كارگردانی فوق‌العاده پرانرژی است كه سواد این كار را دارد. بازیگر از كار كنار او واقعاً كیف می‌كند. ایشان بسیار سریع با گروه هماهنگ شدند، همه چیز را به دست گرفتند و فوق‌العاده قوی كار را هدایت كردند. نتیجه كارشان را هم كه در حال حاضر می‌بینید، من كه خودم خیلی راضی هستم.

* با توجه به اینكه تو در سه جبهه (تئاتر، سینما و تلویزیون) فعالیت داری شخصیت «طاهر» باید ویژگی‌های خاصی داشته باشد كه با آن یك سریال تلویزیونی را هم دوباره تجربه كردی؟
- من فیلمنامه را یك شب تا صبح خواندم، چون بسیار در نگاه اول كار برایم جذاب بود، عین یك رمان قشنگ، كار من را به خودش جذب كرد. نویسنده خیلی خوب نوشته. الان شما قسمت دهم را دیده‌اید اما هنوز جذابیت‌های كار در راه است. من بعد از خواندن فیلمنامه تا قسمت بیستم، شیفته طاهر شدم. جوانی كه پای رفیقش و مسؤولیتی كه روی دوشش می‌گذارند می‌ایستد. حتی یك جا تضادهایی با خانواده‌اش ایجاد می‌شود كه ...، من همان شب كه فیلمنامه را خواندم علاقه‌مند شدم تا این نقش را بازی كنم، چون فضاهای كار خیلی قلقلكم می‌داد. حس می‌كردم می‌توان با این نقش چالش‌هایی را ایجاد كرد كه به جذابیت‌های نقش هم كمك می‌كرد. همین طوری این كار را نپذیرفتم.

* اصولا ایفای نقش هایی که واقعیت آن در دوره زندگی انسان کمتر به چشم می خورد ،به بازیگر فرصت خلاقیت می دهد.هر چند می تواند در مقابل نگاه و باور مخاطب،بازی در این دست نقش ها حرکت بر لبه تیغ باشد.
- من بیشتر روی خصوصیات رفتاری طاهر فکر کردم تا چیز دیگر،مثلا طرز حرف زدن ،نگاه کردن،راه رفتن و ... قانون ما در کار ،فیلمنامه است .من وقتی این نقش را می خواندم و می دیدم چه ویژگی هایی در رفتار شخصیت وجود دارد و قرار است چه اتفاقاتی در پایان برایش رخ دهد ،بر همان مبنا شروع کردم به طراحی نقش،ضمن اینکه من اولین بار بود سریالی کار میکردم که بازی ام در آن نزدیک به سه ماه طول کشید.خیلی حفظ راکورد این دست کارها برای بازیگر مشکل است.جالب است بدانید من یک جا از درخانه بیرون می آیم و سکانس بعدی را یک سال بعد ضبط کردیم.حفظ این حس و حال بسیار مشکل است ،دو هفته گذشته یکجا شما میبینید طاهر د رحال بازجویی شدن است ،ما آن سکانس را مهرماه سال گذشته گرفتیم.سکانس بعدی را که من با آقای ارجمند(همان جا در کلانتری) روبرو می شوم ،همین دو هفته پیش کار کردیم!حالاخودم که کار را میبینم ،آن دو سکانس برایم گاف محسوب می شود آنجا من تازه خبر مرگ رفیقم را شنیده ام ،اما وقتی بیرون آمدم آنقدر برافروخته و ناراحت نبودم ،چون یادم رفته بود .سه ماه بود که من سر سریال نرفته بودم.فیلمنامه را شب قبل خواندم،روی آن مطالعه داشتم،امایادم نبود آن سکانس قبلی را سه ماه قبل چگونه بازی کردم.

* کنتراست و تضادهای رفتاری طاهر با پدرش (با بازی داریوش ارجمند) به لحاظ شخصیتی ونوع کاراکتر،فرصتی است که بهزیباتر شدن و بهتر ددیه شدن شخصیت کمک بسزایی کرده.
- من از همان لحظه اول سعی کردم در بازی خودم ،جاهایی با درصد پایین از نوع و سبک بازی آقای ارجمند تقلید کم.از نوع حرف زدن،لحن گفتار،رفتار و لوطی منش بودنش،فاکتورهایی که مرا در نقش فرزند او به باور تماشاگر می رساند.واقعا" برای من بازی کردن د رمقابل کسی مثل داریوش ارجمند بسیار فوق العاده بود.

* در لحظات مختلفی از کار،انرژی منتقل شده از جنس بازی ارجمند(که البته در برخی لحظات پر از غلو است ) به تو ،در بازی ات مشهود است.
- همین طور است،من از کار در کنار ایشان یاد گرفتم.عشق به بازیگری،عشق به این حرفه و به هنر یعنی چه! باور کن این مسئله رااز صمیم قلب میگویم،جاهایی من دیگر خسته می شدم و می گفتم آقا استراحت،لطفا بس کنید! امااین مرد پر انرژی،یک ساعت زودتر،از موعد آفیش دیالوگ های آن روز را حفظ کرده و منتظر بود.من تا آن روز،با بازیگری این چنین پر انرژی،همکاری نداشتم.من خیلی چیزها از آقای ارجمند یاد گرفتم، مردی پر از انرژی که به هیچ وجه با کارش شوخی ندارد،وقتی که تو در مقابل بازیگری قرار می گیری که در کارش تا این حد جدی است نمی توانی با قضیه راحت برخورد کنی و همه چیز را بی تفاوت ببینی.وقتی که می بینی بازیگیر با این همه سال تجربه و افتخاری که در این زمینه داشته ،تا این حد موشکافانه و دقیق به حرکات و رفتارش فکر می کند،من جوان اگه شعور داشته باشم باید یاد بگیرم.دارویش ارجمند از اینکه می دید مدام درگیر تئاتر هستم و فعالیت نمایشی دارم،خیلی استقبال می کرد و خیل یجاها که مجبور بودم به خاطر اجرا زود بروم،همکاری می کرد.حتی گاهی بیشتر از من استرس داشت.می گفت بگذارید مهدی برود،فردا می گیریم....خیل هوای مرا داشتند،یک جور رابطه ما پدر و پسر شده بود....

* قبول داری نمونه طاهر را تنها م یتوان در همان سال ها پیدا کرد و دیگر خلق آن شخصیت در دل داستان بیشتر به شعار نزدیک است تا واقعیت؟
- بله،دیگر کی مثل طاهر پیدا نمی شود که تا این حد پای رفاقت بایستد! شاید به همین دلیل است که سریال توانسته مخاطبش را جذب کند.در زمانی که جوانان آن دوره به خاطر اعتقاداتشان رفتند و شهید شدند ،پسری زنده مانده ولی همان روحیه را دارد.من این مئله را در تمام لحظات کار حس می کردم،چون در اقوام و خانواده خودم چند نفر شهید شده اند.با خلق وخوی این دست انسان ها  آشنا هستم و می شنوم از اطرافیان که از مرام و معرفت و ونوع رفتار آنها صحبت میکندد.بدون تعارف بگویم همین منش هم باعث شده که جانشان را به دست بگیرند و بروند وبرای وطنشان شهید شوند.طاهر هم می آید و پای حرف و قولی که زده می ایستد...

* به اعتقاد
مهدی پاكدل ،طاهر تنها به خاطر رفاقت تا این حد پای محمد( بابازی مهدی سلوکی) و قولی که به او داده (حتی برای یک کار خلاف) می ایستد یا اینکه،علاقه او به ستایش هم ...
- قطعا" در صدی هم به خاطر قولی است که به ستایش داده است...

* فقط قول؟
- نه خب عشق هم هست،او ستایش را دوست دارد! اما در سکانسی شما از زبان طاهر می شنوید که به محد می گوید دختری که تا این حد پای برادرش می ایستد،نصفش را اگر پای شوهرش بایستد برای من کافی است! حالا شما در آینده می بینید که چه اتفاقاتی رخ می دهد.

* من فکر میکنم جنس بازی تو ، در قلم نویسنده و نوشتن داستان طاهر موثر بود.
- حتما تاثیر داشته ! شما شک نکنید که نویسنده با دیدن راش های کار و بازی من و بقیه بازیگران ،فیلمنامه را می نوشته و حتما بازی بازیگران در زمان نوشتن مدنظر نویسنده هست.در برخی سکانس ها هم من و آقای اجمند پیشنهادهایی داشتیم که گاهی مورد نظر نویسنده قرار می گرفت و گاهی هم نه،به خط کلی داستان نمی خورد و مارا مجاب می کرد.حتما در زمان نوشتن و ساخت یک سریال تعاملی بین کارگردان، نویسنده وبازیگران برقرار م یشود که در کیفیت کار موثر است.

*کارگردانی و سبک هدایت سعید سلطانی را چگونه دیدی؟
- آن قدر روی فیلمناه و شرایط کار مسلط بود که از حضور ایشان احساسا آرامش داشتیم.اگرچه کار واقعا تولید مناسبی نداشت.خیلی جاها شرایطی پیش آمد که گروه دلزده و خسته می شد،اما .. همه این مسائل و جوانی و کم تجربگی تهیه کننده این سریال باعث شد که این کار در شرایط تولیدی خوبی ساخته نشود.

* بگذریم... در جشنواره امسال چه فیلم هایی دیدی؟
- سال هاست که فیلم دیدن د رجشنواره برایم جذابیتی ندارد ،در ان ازدحام فیلم دیدن مرا اذیت میکند،ترجیح می دهم د ریک فضای آرام فیلم ببینم تا کل قصهر ا درک کنم.بدون اجازه در بخش فیلم های اول است ،فیلمبرداری آن هفتاد روز طول کشید،زحمت زیادی بایت آن فیلم،کشیده شد،نجواهای خوبی هم راجع به ان شنیده می شود ،امیدوارم نتیجه کار مورد رضایت مخاطب قرار بگیرد.

* ناگفته های این فنجان چای در مورد ستایش...
- مردم لطف دارند که سریال ما را دنبال می کنند،ما برای تک تک این پلان ها زحمت کشیده ایم .خدا رو شکر کاری که با تلاش و دلسوزی کارگردان و عواملش ساخته شده ،مردم هم با همان انرژِی آن را دنبال می کنند.مردم با گذشت و با دیده اغماض به گاف های کوچک کار مثل دیده شد یک موبایل ، پراید و ... برخورد می کنند،چون واقعا" ممکن نیست برای گرفتن یک پلان کل تهران را تعطیل کنید و ..امیدوارم مردم همانطور که لطف کرده اند و سریال را تا الان دنبال کرده اند همینطور با انرژی ادامه بدهند تا ما هم سربلند شویم.

بانی فیلم- 23/11/89

مطالب پیشین

» خوانش شعرهای معاصر
» و مردم
» روزگرافیک
» احتمال حضور در حباب و اکران فردا
» سه عزیز
» قرعه کشی چای دبش
» تقویم اختصاصی اردیبهشت ماه 1393
» تولید پروژه فرهنگی و هنری یار دوازدهم
» در حال و هوای روزهای جشنواره
» روز مادر مبارک

همه پستها

»» درباره

»» نویسنده

»» نظرسنجی

»» روی خط خبر
*هر یکشنبه،ساعت 23،شبکه آموزش،برنامه رادیو هفت،قصه های شیفت شب با مهدی پاکدل

»» خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه وبلاگ،لطفا آدرس ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید:

Delivered by FeedBurner


»» جستجو

»» برچسب ها

صفحه اصلی | پست الکترونیک | اضافه به علاقه مندی ها | ذخیره صفحه | طراح قالب


Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by faghat-mehdipakdel
Design By : وبلاگ طرفداران مهدی پاکدل