تبلیغات
وبلاگ طرفداران مهدی پاکدل - من 18 سالم بود اومدم تو این ساختمون گرد،الآن 30 سالمه.پیر شدم.
بسم الله الرحمن الرحیم


»» ساعت

»» منوی اصلی

»» آرشیو ماهانه

»» لینک دوستان

»» امکانات دیگر

مجموعه ها


کاکاوند : بسیار خوشحالم که اعلام کنم که موضوع نمایش و تئاتر به صورت مستمر در برنامه دور میز شب راه افتاده دوست و هنرمند گرامی رضا گوران مسئولیت این برنامه رو به عنوان کارشناس پذیرفتند و امشب هنرمند خوبی رو به عنوان مهمان در مورد بحثشون دارن که طبق معمول معرفی مهمان رو به خود کارشناس برنامه واگذار میکنم.اجازه بدید من اول سلام کنم خدمت آقای گوران.

کاکاوند : سلام.خیلی خوش آمدید.

گوران : من هم به شما سلام عرض میکنم آقای کاکاوند.شبتون بخیر و به بینندگان محترمی که در این لحظه ما رو میبینن.در خدمتتون هستیم.

کاکاوند :خواهش میکنم.خیلی اتفاق خوبیه.مهمان خوبی دارید.مهمان آشنایی ست.بفرمایید تا بنده هم با ایشون سلام و علیکی بکنم.

گوران: من فکر میکنم که مهدی پاکدل چندان هم نیازی به معرفی نداره و میتونه خودشو معرفی بکنه.مهدی جان خوش اومدی.

پاکدل: سلام عرض میکنم آقای کاکاوند.

کاکاوند: سلام.خوش اومدید.

پاکدل: قربان شما.شبتون بخیر.همچنین شما آقای گوران البته از عصر تا حالا ما با هم هستیم و سلام عرض میکنم خدمت همه بینندگان عزیز که این موقع شب با ما هستن.

گوران:خب مهدی جان ما برای اینکه قراره فضامون صمیمی باشه  هرچند ما الان از سر تمرین با هم اومدیم.من خودم کارگردانی هستم که کارای زیادی با تو داشتم ولی برای اولین سوالم که شاید بشه بحثمون رو از  این طریق مطرح کنیم به عنوان بازیگری که تو الان حدود 10-11 ساله که داری مستمر تئاتر کار میکنی.شاید این سابقه تئاتری  تو رو خیلی ها ندونن میخوام از اون برامون بگی تا وارد بحث اصلی بشیم.

پاکدل: والله زیاد که سابقه گفتنی نیست.من از سال 77 تئاتر و شروع کردم با جناب آقای شاملو؛سیروس شاملو و خدا رو شکر سالم بودم و تونستم تا الان سال 89 ادامه بدم.

گوران: پس اولین کارت با آقای شاملو بود.فکر کنم بعد سیاها رو کارکردی؟

پاکدل: بعد سیاها رو با حامد محمد طاهری کارکردم.

گوران: که یه پروسه طولانی تمرین هم داشت؟

پاکدل: آره.14 ماه تمرین،روزی 10 تا 12 ساعت.

گوران: الان دیگه اونقدر تمرینها طولانی نیست.این هم یه موضوعیه که باید در موردش صحبت کنیم.

پاکدل: اون موقع ها وقت آزاد بیشتری داشتیم.درگیری آدم.میدونی داشتی یه راهی رو میرفتی برای اینکه آینده ات رو تامین کنی و آینده ی فکریت،ذهنیت،کاریت و برای اینکه همه چیز تامین بشه مجبور بودی و فراغتی داشتی که به این بپردازی ولی الان فرق میکنه.الان اینقدر مسئولیتهای بیشتری گردنش افتاده که ترجیح میده …

گوران: خب پس تو از تئاتر وارد سینما و تلویزیون شدی؟پس تو از بازیگرای چهره که از سینما یا تلویزیون به تئاتراومدی نیستی؟تو از تئاتر وارد سینما و تلویزیون شدی.خب یعنی از پایگاه.از جایی که اکثر کسایی که الان چهره اند یا بازیگرای خوب هستند دارن از همین طریق میان.

پاکدل: بله.البته خب نمیشه گفت این یه استاندارده و یه یونیفورمیه که باید همینطوری برای بقیه هم اتفاق بیفته.خب خیلی ها هم همینطوری وارد سینما شدن بدون پیشینه ی تئاتری و خیلی موفقن،خیلی خوبن.ما نمیتونیم بگیم بیس(base) اینه وحتما باید از تئاتر شروع کرد.نه من لیاقت اینو داشتم که با تئاتر شروع کردم.

گوران: خیلی خوبه.چون من معتقدم که ما نباد خیلی این مرز رو بذاریم که بازیگری که درسینماست بیاد تو تئاتر و بازیگری که تو تئاتره…یعنی من فکر میکنم باید این رفت و آمد خیلی راحت و طبیعی اتفاق بیفته.

پاکدل: و فکر کنم امشب قراره درمورد همین صحبت کنیم؟

گوران: آره .امشب قراره درمورد همین صحبت کنیم و ببینیم که آیا چیزی به عنوان بازیگرای چهره ای که دارن از سینما و تلویزیون میان به تئاتر یا از تئاترمیرن به اون وجود داره.چون اینطور جا افتاده که فروش یک تئاتر یا یک نمایش یا استقبال از اون بر اساس چهره هاییه که توشه.من نمیگم که بی تاثیر نیست ولی آیا همه شرط یک نمایش رو این تعیین میکنه؟

پاکدل: نه اصلا این طوری نیست.تا حالا هم نشده بشینیم اینقدر جدی درمورد این مساله صحبت کنیم.ما درمورد نمایشهایی که باهم کار کردیم و داستانش و نحوه ی اجراش با هم حرف زدیم،هیچوقت اینطوری نظریاتتو نشنیده بودم ولی من معتقدم که اینطوری نیست.استقبال مخاطب ربطی به وجود یه ستاره تو تئاتر،تو نمایش نداره.

گوران : یعنی نمایشی هم بوده که چهره نداشته؟

پاکدل: آره رضا.مثلا همین نمایش سیاها رو مادانشجو بودیم رنج سنیمون فکر میکنم بالاتر از 24 سال نداشتیم من خودم 18 سالم بود.پرفروش ترین نمایش سال 78 شد درصورتی که همون موقع ها از اساتید،از بزرگان،از بازیگرای چهره و حرفه ای ها بودن.تئاتر آخه تماشاگرش خاصه.تماشاگرش فرق میکنه.تماشاگراش کمتر برای دیدن چهره ها و ستاره ها میان تو سالن.دنبال یه چیز دیگه هستن.

کاکاوند: ببخشید وارد بحثتون میشم.من به عنوان یه مخاطب فکر میکنم که گاهی وقتا برعکس هم هست یعنی ستاره ی سینما و تلویزیون که رو صحنه تئاتر پیداشون میشه یه دافعه ای دارن یعنی یه پیش داوری درموردشون میشه.من خودم چون تماشاگر تئاتر بودم زمانی که جوانتر بودم این حس عمومی هست.یعنی برعکسه یه ستاره سینما که رو صحنه تئاتر میاد و از اونور وقتی یه تئاتری میره تو سینما یا تلویزیون دوعکس العمل متفاوت هست تو تلویزیون میگن فلانی بازی کرده،کارش درسته،تئاتریه.برعکس توی تئاتر نه اینکه نقد بشه ولی کلا این نظر رو پیش میاره که این دیگه واسه چی اومده تو تئاتر و فکر میکنن تئاترکار متفاوت تر و سخت تریه.

گوران: اتفاقا آقای کاکاوند من منظورم اینه که این مرزبندی ها رو برداریم.بالاخره این یه مدیومیست که اسمش تلویزیونه،سینماست،تئاتره و بازیگر باید تو اینا در رفت و آمد باشه و ما نباید تعیین بکنیم که این بازیگر باید تو تئاتر باشه یا در سینما یا در تلویزیون.

کاکاوند: ولی واقعیت تاریخ بازیگری نشون میده که اونایی که ازتئاتر هستن روی بازیگری تمرکز بیشتری دارن.

گوران: این طبیعیه کما اینکه سبک ها تغییر کرده و ….

پاکدل: ببخشید آقای کاکاوند که من اینطوری میشینم.(منظورشون پشت به آقای کاکاوند) یه توضیحی که بدم اینکه این قضیه ای که شما میگید یه کم ادغام شده الان تقریبا 90 در صد بازیگرای سینمای ما بچه های تئاترن.بچه هایی هستن که از تئاتر رفتن به سینما حتی غیر از مقوله بازیگری مقوله نویسندگی،کارگردانی،طراحی صحنه،همه این ها رو بچه ها از تئاتر دارن میرن و یه جورایی سرمایه سینمای ما شدن بچه های تئاتر و کمتر دیده میشه بازیگرای چهره سینمایی،صرفا سینمایی بیان تئاتر کار کنن چون اینقدر باهوش هستن که اگه الان ستاره هستن تو سینما بدونن که تئاتر سخته و متفاوته .

گوران:مهدی جان من حرفتو قطع نمیکنم حرفتونگه میدارم ظاهره باید بریم به وله ببینیم برگردیم بحث رو با هم ادامه میدیم.

 

(پخش قسمتهایی از هنرنمایی مهدی پاکدل در نمایشهای " همسایه آقا "، " هویت "، "خشکسالی و دروغ " ،" ماچیسمو "، و " یرما ")

 

گوران: یادش بخیر ما این نمایش رو یکسال بصورت پراکنده تمرین کردیم.

پاکدل: پیرشدیم رضا.

گوران: پروسه ی جالبی بود و در واقع دومین کاری بود که با هم بودیم.

پاکدل:من همین الان که اینارو دیدم که چقدر راحت شد سی ساله.من 18 سالم بود اومدم تو تئاتر،تو این ساختمون گرد،الان سی سالمه.

گوران: بحث خوبی رو شروع کردی.سیر خودتو چطوری میبینی؟چیزی که از خودت میبینی،چیزی که روبروته.

پاکدل: ببین من آدم تجربه گرایی ام.دوست دارم تجربه کردن رو و اصلا نمیترسم و از این تجربه کردن لذت میبرم.تو این سالها هم تئاتر برای من جایگاه مناسبی بوده برای اینکه این حسمو اغنا کنه.دیوونه ی این دایره گردم،این تئاتر شهر اینقدر دوستی،اینقدر عشق،اینقدر رفاقت هست که نمیدونم.

گوران: به نظرم خیلی از ماها که تئاتر کار میکنیم برا همین کار میکنیم.به خاطر اون صمیمیت،اون فضای خلاقانه ای که تو میتونی در کنار یه سری آدمایی که همفکرتن یا اگه هم مخالف تو فکر میکنن جا برای این چالش بین تو و اونا هست.خب اگه بخوایم اینطوری حساب کنیم تو براساس متن نمایشها رو انتخاب میکنی و بازی میکنی یا کارگردان و چه فرقی برات میکنه یعنی چه تاثیری رو تو داره که یه متن بهت پیشنهاد بشه یا یه کارگردان یه متن رو بهت پیشنهاد کنه؟

پاکدل: قطعا کارگردان.چون دیگه از هملت که نمایشنامه بهتر که داریم بطور مثال از شکسپیر بزرگترین نمایشنامه نویس که بهتر نداریم ولی مهم اینه که کی داره بهت این نقشو پیشنهاد میکنه،چقدر درک میکنه این متنو،چقدرمیدونه،چقدر میفهمه واقعا کارگردانه که تاثیر میذاره تو انتخاب نقش.

گوران: اونوقت کارگردانی که کار اولشه و برا ی یه نقش بخواد به بازیگری مثل تو پیشنهاد بده و تو اون کارگردان رو نمیشناسی اونوقت معیارت برای اینکه با اون کارگردان کار بکنی چیه چون خیلی از کارگردانای کار اولی دوست دارن که با بازیگرایی کار بکنن که حرفه ای و شناخته شده ان و دارن کار میکنن.

پاکدل: قطعا یه جلسه گفتگو میذاریم.آدم متوجه میشه که به درد اون قضیه میخوره یا نه.اصلا من قطعه مناسبی هستم برای اون نمایش برای اون آدم،بدردش میخورم.میتونم کمکش کنم یا نه.اگه نتونم خب معذرت خواهی میکنم.

گوران:خب این خیلی مهمه که ما بدونیم که اگه به انتخاب خودت باشه کدوم مدیوم رو انتخاب میکنی؟تلویزیون رو انتخاب مینی؟سینما رو انتخاب میکنی؟یا تئاتر رو ؟و بعد الویت فکری که پشتش داری رو میخوام یعنی میدونم که هر مدیوم تعریف خاص خودشو داره.

پاکدل:ببین.من اگر شاید این حرف واقعا کلیشه ای باشه ولی این اعتقاد قلبیمه،اگه توی تئاتر از لحاظ مالی تامین باشم به هیچ عنوان سراغ تلویزیون و سینما نمیرم.چون احساس میکنم آدم اونجام،اونجا رو دوست دارم.

گوران: این اتفاق که خیلی سخت میفته.من فکر میکنم که با توجه به تجربه ی کمی که من دارم کلا نمیشه از این طریق کار کرد.

پاکدل: بله قطعا".البته من منکر این نمیشم که تلویزیون یا سینما خوب نیست چرا اونا آدمای مخصوص به خودشون رو دارن،آدمای حرفه ای خودشون رو داره و خیلی ها هم خب با اونا لذت میبرن .

گوران:خب ما که نمیخوام در مورد همه آدما تو این مدیوم ها صحبت کنیم ما درمورد تو صحبت میکنیم و دارم انتخاب تو رو میگم.

پاکدل: خب آره تئاتر یه فضایی داره که واقعا ترجیح میدم تو تئاتر باشم ولی خب چه میشه کرد اینقدر ماجرای مالیش اسفناکه،وحشتناکه که آدم ترجیح میده که از جاهای دیگه برای امرار معاشش تلاش بکنه،دربیاره.حالا تو تئاتر لذتشو ببره.

گوران:شاید بگن خب مهدی پاکدل که داره تو تلویزیون کار میکنه،تو سینما کار میکنه حالا تو تئاتر چه احتیاجی داره که دستمزد زیادی بگیره یا اصلا دستمزد بگیره.دستمزد تو توی تئاتر بالاست؟بدون اینکه بخوایم درمورد جزییاتش صحبت بکنیم.

پاکدل: نسبت به بقیه بچه های تئاتری؟

گوران:نسبت به همدوره ای هات و نسبت به مدیوم های دیگه ؟

پاکدل: نه اصلا.مال من کمتر از همه است.به دلیل اینکه چند بارکه صحبت شده بود گفتم چرا دستمزد من اینقدره؟گفتم شما که همش دنبال اینید که بازیگرای چهره بیاد تو تئاتر و از این فضاها صحبت میکنیدپس چرا دستمزد من درحد واقعی خودش نیست؟در حد همدوره ای های خودم هم نیست .جواب جالبی دادن گفتن خب تو از تئاتر رفتی معروف شدی اینجا خونه ته قرار نیست تو خونه ت.میگم بابا یعنی درحد بقیه هم نمیتونم بگیرم.

گوران: اولا یه چیز که برای من مسلمه اینه که هیچکدوم از بچه های تئاتر نیستن یعنی من نمیشناسم که برای پول،تئاتر کار کنن یعنی واقعا خیلی دلی داره اتفاق میفته.میان و البته منظور این نیست که دارن زحمت میکشن باید بهشون دستمزدی هم داده بشه و این یه چیز طبیعیه ولی چیز که جالبه اینه که این معیار مناسبی نیست برای ... این بحثیه که من دوست دارم بگم تو هفته های آینده پیگیری بکنیم درمورد شورای حمایت از آثاره که فکر میکنم بحث جالبی بشه چون شیوه نامه جدیدی تدوین شده که بحث چالشی هست.میخوام بدونم که خود تو با توجه به سیری که داشتی ،حالا من کاراتو دورادور دنبال کردم و یه بخشی هم که با هم کار کردیم.واقعا مشکل دستمزد ها چیه یعنی به نظر تو این دستمزدی که به هر بازیگری اختصاص داده میشه که من گاهی دیدم بازیگری سر دو سه اجرا همزمان هست به نظر من این خوب نیست ضربه میزنه.

پاکدل: بله مسلما به کیفیت اجرا،به کیفیت خود بازیگر ضربه میزنه درسته اینی که میگی ولی خب چاره چیه؟باید اجاره خونه بده.اونا هم انسانن دیگه غذا باید بخوره،تاکسی باید سوار بشه.

گوران:خب همین پروسه تمرین رو طولانی میکنه .تمرینی که مثلا ظرف دو ماه هی کا رآماده بشه باید حدود سه ماه،سه ماه و نیم حتی چهار ماه طول بکشه .شما بازیگرا روزی سه ساعت دارید و عموما هم کارگردانای تئاتر وقتی از بازیگرایی استفاده میکنن که تو سینما یا تلویزیون هستن اونا باید با بازیگرا هماهنگ بشن همونطور که سینما یا تلویزیون با بازیگرای تئاتر.

پاکدل: شرایط سختی رو شما دارید عنوان میکنید.

گوران: من نماینده یه سری کارگردانم بحثم شخصی نیست.

پاکدل: مثلا همین نمایشی که اخیرا داریم اجرا میریم حضرت والا رو.

گوران: کار آقای حسین پاکدل؟

پاکدل: بله.کار برادرم هست و من این افتخارو دارم که توش حضور داشته باشم ما 5 ماه تمرین کردیم ،15 تا از حرفه ای ترین بازیگرای تئاترمون تو این کارهستن ما تو 5 ماه تمرین این نمایش،خدا شاهده به اندازه 3 یا 4 بار انگشت شمار کنارهم همه بازیگرا  نتونستیم جمع بشیم من بعضی موقع ها حیرت میکردم که برادرم چه جوری داره کار میکنه یعنی فقط توی ذهنش داره اینا رو هماهنگ میکنه چون خرد خرد میگرفتیم. یه روز من بودم یه هفته نبودم.یه روز اون نبود،سه روز این نبود هیچوقت نتوستیم ما همه با هم یه شکل منسجمی پیدا کنیم،یه بار کار رو بگیرم .شب اول اجرا این اتفاق برامون افتاد ؛شبی که برای عکاسا اجرا میرفتیم.

گوران:من فکر میکنم مدیریت آقای پاکدل رو میتونه نشون بده چون استرس وحشتناکی داره.

پاکدل: آره خب خیلی.برای من بازیگر ترسناک بود من نمیدونم خب ایشون که کارگردان بودن چه جوری... ببین اینا مشکلاته دیگه حالا یه کارگردانی مثل ایشون میتونه کنار بیاد با این قضیه و ترجیح میده تئاتر کارکنه و خیلی ها هم نمیتونن حالا تحملش،شرایطش رو ندارن.حالا از لحاظ مالی ما نزدیک به 5 ماه تمرین کردیم نزدیک دوماه و نیم هم اجرا میریم میشه هفت ماه و خرده ای.نمیدونم میتونم صریح بگم (رضا گوران بااشاره سر تایید میکند)من تو این نمایش شاید شاید بیشترین دستمزدی که بگیرم 3 میلیون تومنه.سه میلیون واسه 7 ماه.

گوران: تو اگه بخوای تقسیم بکنی بین 7 ماه.واقعا 7 ماه؟!

پاکدل: اینقدرهم همه وقتمو گرفته حالا نه تنها من،من دارم به قول شما به نمایندگی از بقیه بازیگرا و عوامل گروه میگم تازه من فکر میکنم من رقمی میگیرم که شاید مثلا شاید یه کوچولو به خاطر همه ی این ماجراها یه ذره از بقیه هم بیشتر بگیرم.

گوران: یعنی چندان چیز جالبی نیست؟

پاکدل: 3 میلیون تقسیم بر 7 چقدر میشه من ریاضیم خیلی ضعیف بود.

گوران:راستش من هم ریاضیم خوب نیست.

پاکدل: میشه ماهی 300 و خرده ا ی.الان با ماهی 300 -400 تومن ...الان خط فقر چقدره؟700 تومنه؟

گوران: نمیدونم من اطلاعات اقتصادیم خوب نیست ولی میدونم که شرایط خوبی نیست.

پاکدل: حالا اگه بچه ها جای دیگه،کار تصویری چیزی نداشته باشن چیکار باید بکنن؟و اصلا هم شوخی نیست.

گوران:بچه های تئاتر فرصت اینو ندارن که سر کارای تصویری باشن.

پاکدل:آره متاسفانه.

گوران:و متاسفانه خیلی از بچه های تئاتر تموم درآمدشون از تئاتره.من فکرمیکنم ما باید یه وله ای ببینیم.بریم ببنیم بعد بحثو ادامه میدیم.

 

(پخش قسمتهایی از نمایش حضرت والا و پرسیدن نظرات بازیگران این نمایش در مورد مهدی پاکدل و بازی او)

 

گوران:متفق القول همه با هم هماهنگن که تو خوش تیپ هستی ولی من فکر نمیکنم در تئاتر فقط این یه فاکتور باشه چون در واقع تئاتر یه لانگ شات بزرگه که کوچکترین چیزها توش بصورت کلوز دیده میشه و  باید این دید..

پاکدل:دست تماشاگره و من قبل از اینکه وارد بحث بشیم میخواستم تشکر کنم از همه بچه هایی که این صحبت ها رو کرده بودن چون اغلبشون دوست داشتن.من خیلی شرمنده شدم،متاثر شدم،دم همتون گرم.من دست تک تکتون رو میبوسم.من شاگردی همتون رو میکنم.باور کن رضا،تئاتر برای من واقعا یه مدرسه ست.من از محضر دونه دونه ی این بچه ها استفاده میکنم.تو اون زیرزمین های تئاتر شهر اینقدر چیز یاد گرفتم که خدا رو شکر اگه عمری باشه بتونم نشون بدم.

گوران:و یاد خواهیم گرفت چون یه مقوله ی تموم شده نیست.

پاکدل:اصلا.

گوران: الان تو خودت رو تو یه جایگاهی میبینی که مثلا میریم سر این کار،سر اون کار بالاخره از خودت تعریف مشخصی به عنوان اینکه تموم شده.

پاکدل:آهان مثل اینکه یه راهی رو پیدا کردم و .. ببخشید رضا جان من هیچوقت تو زندگیم آدم باری به هر جهتی نبودم که مثلا حالا برم ببینم چی میشه.نه،تجربه گرا بودم ولی باری به هر جهت نبودم.دلم میخواسته که هر جایی که هستم یاد بگیرم.من سال 78 تو نمایش ریچارد سوم کار استاد داوود رشیدی آقای پورصمیمی،خانم معتمد آریا و خیلی های دیگه بازی میکردن.من تو اون نمایش نیزه دار بودم.افسر ملازم بودم.تنها کاری که میکردم نیزه رو باز و بسته میکردم که پادشاه ریچارد بره و بیاد.من اونجا بزرگترین مدرسه ام بود 60 یا 70 شب اجرا رو بازی این ادمهای بزرگ رو میدیدم و اگه قرار بود چیزی یاد نگیرم حالا 60 تا اجرا بریم ببینیم چی میشه هیچوقت هم نمیتونستم ازش بعد ها استفاده کنم.من هر شب یاد میگرفتم.

گوران:ببین همینه این هیچوقت تموم نمیشه،مقوله ی هنر یه جهان گسترده ست که ما هیچوقت نمیتونیم بگیم که ما الان تو این نقطه قرار داریم.من گاهی فکر میکنم که وقتی بهت میگن تو چنان جایگاهی داری این جمله،جمله ی خطرناکیه این باعث میشه ادم بیش از ...

پاکدل:آخه صف نیست که بگن من آدم 32 ام فلانی 54 ام.

گوران:نه چون جهان گسترده ایه و هرچقدر درموردش بدونیم کمه.مهدی من فکر میکنم که حتما تو بین کارهایی که کردی حتما کارهایی داشتی که یا بازخورد خوبی نداشته یا اونجور که باید نبوده.یعنی کارنامه ی کاری هر کسی همینطوره.

پاکدل: تو تئاتر اینطور نبوده خدارو شکر.

گوران: یعنی خودتو توی تئاتر اینطوری میبینی که همیشه بازخورد های خوبی داشتی؟

پاکدل:اجراها.من که جزء کوچیکی در اجرا بودم از همون نمایش ریچارد سوم تا الان.

گوران:پس پشت تموم نمایشهایی که کار کردی وایمیسی؟

پاکدل:بله.

گوران:خب من فکر میکنم الان یه مهمونی رو روی خط داریم؛وحید رهبانی یکی از کارگردانای خوب.اگه صدای منو میشنوی وحید من بهت سلام میکنم و امیدوارم که خوب باشی.

رهبانی:سلام میکنم به تو رضا گوران عزیز،مهدی پاکدل و جناب آقای کاکاوند و همینطور بینندگان محترم.من درخدمتتونم.

گوران:وحید ما یه بحثی با مهدی میکردیم درمورد دستمزدها تو تئاتر که میگفتیم یه چالشیه بین کارگردان و بازیگر.البته هیچوقت بازیگرا از کارگردانا که رل تهییه کننده رو بازی میکنن تو تئاتر اینروزها توقع دستمزد ندارن ولی خب ما این وظیفه رو قائلیم که اونارو راضی نگه داریم.نظر تو در رابطه با این چیه؟

رهبانی:تو میدونی که من چند روز پیش تو این گود قرارداد نوشتن و اینا برای این نمایش جدیدمون بودم.برای اولین بار بودم که من تو یه سیستم اینچنینی قرار میگرفتم.چون تو این سالها قرارداد اینچنینی نبوده و این یه شیوه ی جدیده و درواقع ما انجا خیلی نمیتونیم نگهبانی و نگهداری بکنیم از این وظیفه ی تهییه کنندگی که تو اسمش رومیذاری.اونجا یه سری فرمول هست که از روی اونا یه چیزایی خونده میشه و ما مجبوریم اونا رو قبول کنیم در واقع راه دیگه ای وجود نداره برای اینکه من کارگردان که خودمو مسئول میدنم نسبت به بازیگرا بخوام چانه زنی بکنم یا بخوام یه جور پشتیبانی بکنم.یه سری فرمول هست که خودت میدونی طبق اون فرمولها دستمزد پرداخت میشه و من هیچ چاره ای بجز قبول کردنش ندارم.

کاکاوند:ببخشید من یه سوال دارم آقای رهبانی سلام عرض شد ببخشید من وارد بحث نشده بودم یه سوال کوچولو.شما از اون طرف که درست فرمودید که واقعیت هم هست و همه چیز مشخصه آیا در انتخاب بازیگر یا مواجهه با بازیگر برای راضی کردنش یا برای دعوت کردن به یه کار این مقوله مالی تئاتر شما رو محدود نمیکنه؟آیا شده که بخاطر دستمزدها از قید بازیگری که انتخاب کرده بودید بگذرید یا انتخابی که به نظرتون بهتر بوده رو انجام ندید؟

رهبانی:من این شانس رو داشتم که خوشبختانه در طی این 13- 14 سالی که تئاتر کارمیکنم به عنوان کارگردان یک گروه از دوستانم از کسایی که با هم تئاتر رو از نوجوونی شروع کردیم کار کنم و بحث مالی هیچوقت بین ما نبوده ولی خب تو کارای ما یه سری بازیگر مهمان هم بوده که ما ازشون دعوت کردیم که اومدن و کار کردن خوشبختانه یا متاسفانه نمیدونم کدوم رو باید گفت بازیگرای تئاتر ما هیچوقت رو بحث مالی بخاطر نجابتشون و به خاطر عشقی که دارن و هیچوقت به خاطر پول کار نمیکنن دعوایی ما با هم نداشتیم اما این دعوا بالاخره پیش میاد چون تئاتر داره به سمت گیشه پیش میره و تئاتر گیشه یعنی هنرمندی که حتما باید فروش خیلی خوب داشته باشه و هنرمندی که فروش خوب داره دستمزدهای تلویزیونی و سینمایی داره که تئاتر اصلا قادر به پرداختش نیست.

کاکاوند:واقعا تئاتر داره به سمت گیشه پیش میره؟

گوران:قرار است.وحید ما یه بحثی هفته های آینده خواهیم داشت راجع به شورای حمایت،همین شیوه نامه ای که منتشر شده و یک سری ذهن ها رو مشغول کرده.نظرات متفاوته.نظرات مختلفه.نظرات متضاده.من خیلی دوست دارم یه برنامه ای داشته باشیم که بتونیم درمورد این بحث کنیم.از طرفین اینجا حضور داشته باشن که بدونیم این شیوه نامه چه اهدافی رو دنبال میکنه.چون هم تو میدونی که سالها تو کانادا کار کردی و برگشتی چون دوست داری اینجا کار کنی و هم من تجربه داشتم خارج ایران.فکر میکنم در هیچ جا صد در صد خصوصی نیست تئاتر؟

رهبانی:منظور من از گیشه،تئاترخصوصی نیست چون از طرفدارای تئاتر خصوصیم منظور من تئاتریه که مجبوره به خاطر زنده موندنش،مجبوره به خاطر اینکه حمایت دولتی تقریبا نصف میشه یا کمتر از نصف،مجبوره رو بیاره به گیشه و این گیشه روی لبه تیغ راه رفتنه اینکه من به سمت لودگی نروم کار سختیه متوجهی که منظورم چیه؟

گوران:من متوجهم که چی میگی و متوجهم که منظورت چیه چون خودم هم دارم کار میکنم ولی چیزی که هست مثلا در تئاتر بعضی کارگردانها هم،مخاطب و تماشاگر دارن یعنی خیلی ازتماشاگرها کارگردان رو انتخاب میکنن برای اینکه بیان و اون نمایش رو ببینن.مثلا یکی از اونها خود تویی که نمایش کرگردن رو داشتی و من خودم اون نمایش رو از نزدیک دیدم والبته قبل از اینکه از ایران بری برای تحصیل و برگردی.

رهبانی:در هر صورت من احساس میکنم که یعنی حسم بهم اینطور میگه که وقتی یه ذره به دورتر نگاه میکنم و یه پیش بینی همینطوری برای خودم انجام میدم حسم بهم میگه که گرفتاری اولی که یه کارگردان با انتخاب بازیگر گرفتاری دستمزد خواهد بود چیزی که من گرفتارش نبودم و میدونم که قبل از این ما گرفتارش نبودیم میدونم که گرفتارش خواهیم شد.

گوران:وحیدجان غیر از مساله دستمزد که ما همیشه بحثهامون آخر سر به این ماجرا و جریان میکشه در تئاتر.با تیمی که تو کار میکنی و من تا حدی میشناسمشون آیا با بازیگرای نسل معاصر،بازیگرای نسلی که شاید بیشترین فعالیت رو تو دهه 80 داشتن و اواخر دهه 70 خودمون مهمترین چالشی که تو به عنوان کارگردان باهاشون داشتی چی بوده؟بخصوص که تو بامهدی تجربه کار نداشتی؟

پاکدل:همبازی بودیم باهم.سلام وحید جان خوبی؟

رهبانی:سلام چطوری مهدی؟ آره ما با هم همبازی بودیم و دوست خیلی خوبیه ولی متاسفانه با هم کار نداشتیم.

پاکدل:من داشتم استفاده میکردم از حرفات.

رهبانی:ما مخلصیم.

پاکدل:من و وحید تو همون نمایش ریچارد سوم با هم همکاری داشتیم ولی دیگه بعدش هیچوقت افتخار کار کردن رو باهاش نداشتم.

رهبانی:لطف داری.

پاکدل:ما مخلصیم.

گوران:خب وحید من فکر میکنم که وقتمون اینقدر نیست که بخوایم وارد این بحث بشیم.میدونم تو نمایشی رو بزودی میبری در تئاتر شهر سالن چهارسو که دوست دارم تو این وقت باقیمونده تو یک دقیقه کارتو معرفی کنی و بگی چه ساعتی اجرا میرید و هر آنچه که لازمه راجع به کارت بگی.

رهبانی:من همین الان که دارم با شما حرف میزنم تو سالن چهار سو مشغول نصب دکور و اینا هستیم که دکور عظیمیه.

گوران:پس خسته نباشید.

رهبانی:چهارشنبه همین هفته 15 دی ماه نمایش هدا گابلر ازگروه نقشینه؛گروه ما میره روی صحنه سالن چهار سو ساعت 19 و 15 دقیقه.

گوران:بسیارخوب.وحید مرسی که به تماس ما پاسخ دادی و با ما بودی امیدوارم تو این بحث چالشی هم بتونیم تو رو در کنار خودمون داشته باشیم.

رهبانی:قربون شما خوشحال شدم شب خوش.

پاکدل:شبت بخیر وحید جان.

گوران:شب خوش.این هم از اون بحثاییه که ما حتما باید این شیوه نامه رو داشته باشیم چون بحث جدیه.

پاکدل:جالبه من فکر نمیکنم هیچ جا این چنین بحث هایی باشه چطوری بگم تئاتر یه هنر اندیشه سازه،یه هنریه که فقط و فقط و فقط با تفکر سروکار داره و هرموقع هر برنامه ای میشه درمورد پول و مال و اینچیزها در موردش بحث میشه و اینا زشته.

گوران:آره ببین.

پاکدل:برای مدیریتمون زشته نه برای آرتیست ها چون اونا که گرفتارن و برای معضلات و کمبودهاشون باید حرف بزنن.

گوران:ببین مهدی بازیگر به اعتبار کارگردان میاد،به اعتبار ایده های اجراییش میاد و من وقتی بازیگری رو دعوت میکنم توقعی که از من میره اینه که بتونم بهترین شرایط رو براش مهیا کنم.خب این بهترین شرایط بخشیش هم شرایط مالیست و منظور از شرایط مالی گرفتن پول نیست احترامیست که در قراردادهای ما باید وجود داشته باشه بحث من اینه که وقتی ما با هنرمندی طرفیم باید اون احترام لازم تو قرارداد مالی بین طرفین وجود داشته باشه که من هم بتونم پاسخگوی شما باشم.خب فکر میکنم باید بریم یه برنامه ای رو ببینیم و برگردیم.

 

(با چند بازیگر درمورد سبکهای بازیگری و بازیگرا صحبت شد و عکسهایی از چند نمایش رو از بازیگرای مختلف گذاشت)

 

گوران:من حرفم نیمه تموم موند،من بحثم احترام بود که متقابلا بین منی که دارم با یه عده ای کار میکنم و مرکز نمایش و من وجود داشته باشه.این احترام باید سه طرفه باشه تا بتونیم یه تولید خوب داشته باشیم.

پاکدل:بله.حالا چون درمورد پرداخت پول و اینا هممون مطلعیم هر کس یه روز اومده باشه تو تئاتر میدونه چه خبره.تو الان بازی میکنی،اجرا میری،تموم میشه یکسال و نیم دو سال بعد پولتو میدن.

گوران:قراره این قانون تغییر کنه.قراره دستمزدها به موقع پرداخت بشه و این چیزیه که من شنیدم.

پاکدل:ببین درمورد احترامی که میگی ما با آقای یعقوبی که کار میکردیم،محمد یعقوبی.همین نمایش نوشتن در تاریکی رو که خیلی کار پرمخاطبی هم بود اجرا کردیم تموم شد با ما هنوز هیچ قراردادی نبسته بودن و محمد یعقوبی حرف جالبی زد گفت اوکی من اینو متوجه میشم که مرکز هنرهای نمایشی مثل بقیه جاها حالا پول نداره ولی یعنی حتی تو این مرکز عظیم و محترم یه کاغذ هم پیدا نمیشه که با ما یه قرارداد ببندن که ما بدونیم که ما کجای این دنیا قرار داریم. بعضی وقتا توهین آمیز میشه.

گوران:این قانون هم انگار قراره تغییر کنه و اگه قراردادی بسته نشه گروه حتی نمیتونه اجرا بره .این چیزیه که من شنیدم و تو بحث گروه شورای حمایت آثار که من فکر کنم هفته آینده ما بحث بازیگری رو ادامه خواهیم داد هفته یِ آینده ش میریم سراغ بحث ایین نامه شورای حمایت و دعوت میکینم از دوستان که بیان و با ما باشن و فکر کنم اونجابشه اینو چالشی تر حل کرد و خیلی وقتا شده که ما تضمین کار نکردیم یکسال گذشته کار تموم شده و هیچکس حرفی نزده.این به خاطر اینه که ما هدف دیگه ای رو دنبال میکردیم.

پاکدل:آره متاسفانه.

گوران:حالا یه بحثی خارج از بحث قرارداد و اینا،اگه الان دوباره نمایش ریچارد سوم رو با همون عوامل و همون شرایط کار بشه دوباره حاضری همون نقشو قبول کنی؟

پاکدل:چه سوال سختی کردید!ملازم دربار و نیزه دار و اینا...

گوران:آره.همون که خودت میگی ریچارد وارد وخارج میشد.الان همون کارگردان،همون شرایط پیش بیاد حاضری قبول بکنی با همون عوامل؟

پاکدل:سوال سختیه باید یه ذره فکر کنم....آره.

گوران:صادقانه؟

پاکدل:آره قبول میکنم.چراشو نپرس ولی قبول میکنم(با خنده)

گوران:آره میدونم.ما هفته ی آینده بحثی خواهیم داشت راجع به بازیگری معاصر و من عذرخواهی میکنم اگه زیاد مسلط نبودم،اجرای اول من بود و ادعایی هم در این باره ندارم.میخوام کتابی رو معرفی کنم به دانشجویان تئاتر که اولیش خودم هستم و این کتای خیلی به خود من کمک کرده این کتاب هنر اجرا یا performance art که نوشته ی رزلی گلبرد و مترجمش مریم نعمت طاووسی هست که انتشارات نمایش اونو چاپ کرده.کتاب خوبیه مکاتب رو بررسی کرده و تا مکتب باهاس اومده وکتابی که دانشجویان تئاتر میتونن ازش استفاده کنن و ازش لذت ببرن.اگه من یک دقیقه وقت دارم دوست دارم اونو به مهمان بدیم.مهدی جان تو این یک دقیقه هر چی دوست داری میتوین بگی.

پاکدل:من ممنونم ازت،از همه ی شما.از همه بچه هایی که زحمت کشیدن والله درمورد این بحث های تئوری تئاتر من آدم زیاد متخصصی در زمینه تئاتر نیستم من فقط بازیگرم و ترجیح میدم که سرم تو کار خودم گرم باشه و اگه واقعیتی،فکری یا انرژی دارم درمورد کار خودم بذارم.من فکر میکنم درمورد بحث چالشی درمورد تئاتر و سینما و اینا باید با یه سری آدم متخصص تو این زمینه که تحصیلات دارن،جامعه شناسن،جامعه شناسی هنر میدونن باید با اونا بحث کرد ماها کارمونه یا برای امرار معاشه یا عشقه بالاخره کارمون رو میکنیم.

گوران:ما از اجرا که شروع میکنیم از بازیگر که عامل اجراست شروع کردیم تا برسه به بقیه چون تئاتر اجراست و بعد باقی مساله.

پاکدل:من ممنونم از همه که تحملمون کردن مخصوصا منو.

گوران:مرسی که دعوتمو قبول کردی.

پاکدل:قربونت برم.ممنون.

کاکاوند:سپاسگذارم آقای گوران.خیلی خوش آمدید جناب پاکدل بحث خیلی خوبی بود ان شالله که ادامه ی این بحث رو با بازیگرای خوب و دلچسبمون و صاحب نظران ادامه پیدا بکنه.

گوران:ان شالله.

کاکاوند:من فکر میکنم مخاطبان این برنامه که مهدی پاکدل رو تو سریالها و نمایشهای تلویزیونی دیده بودن براشون خوب بود چون خیلی دوست دارن که بازیگرای ما حرفی برای گفتن داشته باشن و اهل صحبت کردن باشن.سپاسگذارم.

 

اگه اشتباه تایپی داشت به بزرگی خودتون ببخشید من سعی کردم به همون شیوه که صحبت میکردن بنویسم.امیدوارم خوشتون اومده باشه و از خوندن متن گفتگو لذت برده باشید.

مطالب پیشین

» خوانش شعرهای معاصر
» و مردم
» روزگرافیک
» احتمال حضور در حباب و اکران فردا
» سه عزیز
» قرعه کشی چای دبش
» تقویم اختصاصی اردیبهشت ماه 1393
» تولید پروژه فرهنگی و هنری یار دوازدهم
» در حال و هوای روزهای جشنواره
» روز مادر مبارک

همه پستها

»» درباره

»» نویسنده

»» نظرسنجی

»» روی خط خبر
*هر یکشنبه،ساعت 23،شبکه آموزش،برنامه رادیو هفت،قصه های شیفت شب با مهدی پاکدل

»» خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه وبلاگ،لطفا آدرس ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید:

Delivered by FeedBurner


»» جستجو

»» برچسب ها

صفحه اصلی | پست الکترونیک | اضافه به علاقه مندی ها | ذخیره صفحه | طراح قالب


Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by faghat-mehdipakdel
Design By : وبلاگ طرفداران مهدی پاکدل